پروژه گردشگری پارک ملی خَبر توسط شرکت هواپیمایی ماهان

پروژه ای که از جزییاتش فقط تمجید و تعریف فرماندار #شهرستان_بافت در دسترس است قرار است به دست شرکتی که تخصصش در هواست اجرایی شود.

هیچ گزارش علمی از این پروژه در دسترس عموم قرار نگرفته است و صرفا تمام این طرح سیصد و پنجاه میلیارد تومانی( دو برابر بودجه سازمان مخیط زیست!) بازی با واژه هایی چون بزرگترین، اولین و ما خیلی خفنیم می باشد!

به گفته #فرماندار_شهرستان_بافت قرار است هزار شغل جدید ایجاد شود و همای سعادت بر دوش مردم این منطقه بنشیند.  منطقه ای که در حال حاضر در زیر مشکلات ناشی از روستای هدف گردشگری و نبود زیرساخت لازم دچار بحران زیست محیطی شده است و از قضا راه اندازی آنهم با همین شعارهای عامه پسند صورت گرفت. 

متولی این کارآفرینی سازمانیست که وظیفه اش نه تامین معیشت مردم که تامین امنیت برای مناطق چهارگانه است. این در حالیست که در  کارنامه این سازمان در چهارسال اخیر در حوزه محیط زیست طبیعی نکته قابل پیشرفتی وجود ندارد. 

در دولتی که شعارش برخورد حقوقیست و نه سرهنگی، این انتظار می رفت که به حق مردم بومی این منطقه هم احترام قایل شود و حداقل مفاد و جزییات و ارزیابی علمی و زیست محیطی این طرح را در اختیار آنها می گذاشت  و نظر آنها را هم جویا میشد. کاری که در اکثر نقاط دنیا یک الزام است. و یا حداقل مشخص می شد این شرکت خصوصی در کدام مناقصه این طرح را برنده شده است؟

امیدواریم که پارک ملی خَبر قربانی راه انتخابات سال آینده نشود و دولتی که شعارش حفظ محیط زیست هست عملش را هم محیط زیستی کند!

 

پروژه اکوتوریسم پارک ملی خَبر

در سفر اخیر رییس جمهور به کرمان طرح گردشگری شرکت هواپیمایی ماهان در پارک ملی خَبر هم به تایید رسید. جزییات شفافی از این طرح در دسترس نیست اما آنچه که خبرگزاری فارس نوشته هم جالب است! تقریبا دوبرابر بودجه سالانه سازمان محیط زیست قرار است در آن سرمایه گذاری شود. آنچه که جسته و گریخته از مطالب این گزارش می توان برداشت نمود این است که این منطقه قرار است تبدیل به شکارگاه شود. این را از جملات شسته و رفته مدیر کل محیط زیست کرمان می شود درک کرد که در همین گزارش نوشته شده است. آقای مهدوی دامغانی نماینده شرکت هواپیمایی ماهان  در بخشی از این گزارش وعده افزایش جمعیت بقول خودشان " حیوانات درشت هیکل" این منطقه را تا 60 هزار راس داده اند آنهم ظرف پنج سال. ایشان روش این افزایش جمعیت را اعلام نکرده اند اما یک پرواربندی صنعتی هم قادر نخواهد بود ظرف پنج سال جمعیت دام های خود را به بیش از ده برابر برساند! 

از سوی دیگر با توجه به زیست بوم این منطقه  حتی اگر  متولیان امر مصمم به اجرای این طرح "پرواربندی" هم باشند این منطقه کشش چنین جمعیت حیات وحش را نخواهد داشت! همین یک مسئله و ادعای مطرح شده کافیست تا پی برد تا چه حد مطالعه طرح جامع گردشگری خبر که نماینده شرکت ماهان ایر از آن یاد می کند ، کارشناسی و علمی بوده است! و یا صرفا همان بازدید هوایی و زمینی چند مسئول دولتی غیر متخصص اکتفا شده است که با چه چه چند پرنده به وجد آمده اند که اینجا همان دروازه سعادت گردشگریست!

در این طرح از تخصیص هزار و پانصد هکتار اراضی جهت تولیدات گیاهی یاد شده است که با توجه به کمبود آب در این منطقه و مشکلات مردم روستاهای اطراف این موضوع هم جای سوال دارد که منابع آب این طرح اصولا چگونه تامین خواهد شد؟
تجربه تلخ روستای هدف گردشگری خبر که با همین اسم های عامه پسند و شعار تامین معیشت مردم بومی به این منطقه تحمیل شد، این نگرانی را بوجود می اورد که تتمه زیست بوم پارک ملی خَبرآنهم به بهانه معیشت مردم نابود شود و آنچه که باقی بماند یک محیط زیست شخم خورده و آلوده باشد.
بعد از آشوراده نوبت پارک ملی خَبر است، اما تفاوت در این است که این یکی کاملا چراغ خاموش دارد به اجرا در می آید!

لینک گزارش:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930820001614

 

حفاظت کلاشنیکفی محیط زیست و کلاشنیکف های شکارچی!

وقتی انسانیت در وجودت بمیرد، وقتی که توجیهت بشود که تفریح می کنم آنهم از این نوعش! نتیجه اش می شود این! خسته نباشی ای اشرف مخلوقات که اینگونه شرافتت را با تکنولوژی به رخ می کشی و عکس یادگاری از پست فطرتیت می اندازی و به روح انسانی مرده خود افتخار می کنی! اینها مشتیست نمونه خروار شلیک ها به روح طبیعت و سیبل محیط زیست که انواع تفنگ های اتوماتیک و نیمه اتوماتیک نشانه اش رفته اند و آخر هنر سازمان محیط زیست می شود ممنوعیت شکار مجاز! چرا این سازمان مثلا محافظ محیط زیست نمی خواهد از خواب بیدار شود و بفهمد که با کلاشنیکف زمان شوروی سابق و  ماشین گشت بی بنزین دیگر نمی شود از محیط زیست دفاع کرد! شاید نمایندگان  مجلس بیراه هم نگفته اند که این سازمان، سازمان محیط ایست است! چون واقعا ایستاده و پر پر شدن موجودات  بی گناه را نظاره  می کند! تحویل بگیرید اصل پنجاه قانون اساسی و تبصره های محترم حفاظت محیط زیست! تحویل بگیرید که در کشور ما قانونمند ترین کار همین بی قانونیست و چگونه به ریش نسل های آینده میخندند شکارچیانی که از ضعف تو حظ می برند و  کسی هم پاسخگو نیست! یا اگرم باشد آنقدر تو و تبصره هایت ضعیفی که به جریمه ای چند صد هزارتومانی بندی و خیلی راحت فتیله پیچ می شوی!

تصاویر زیر مربوط به پارک ملی خَبر است! یازدهمین پارک ملی کشور که بیش از نود درصد حیات وحشش دچار خشکسالی مدیریتی و فقر دانایی شده است و یکی پس از دیگری گرفتار تیر نادانی می شوند!

راستی سهم آموزش در سازمان محیط زیست کجاست؟ چرا کار بجایی رسیده که شوق کشتن در جامعه ما بسیار گسترده تر از شوق حفاظت است؟ چرا فنس های اطراف پارک ملی خبر نتوانست جلوی شکار را بگیرد؟ چرا مسئولان محیط زیست نمی خواهند از فنس پا را فراتر بگذارند و فنس ناآگاهی و فقر دانایی را از افکار مردم باز کنند! اگر یک دهم هزینه آن فنس ها خرج آموزش می شد آیا سودمند تر نبود! تحویل بگیرید همگام بودنتان را با علوم روز!

 

چشمان تو

 

نگاه نگرانت اینگونه می نماید که شاید آخرین شبی بوده که اینگونه جوجه هایت را به زیر بال و پرت کشیده ای! 
اما همیشه سعی می کنم نیمه پر این لیوان خالی فرهنگ طبیعت دوستی را ببینم که شاید در این نیمه شب انکه این عکس را گرفته فقط بدنبال ثبت زیبایی بوده و نه چیز دیگر! نبوده؟ 
کاش و ای کاش نگاه نگرانت را می فهمید او که بسوی تو اسلحه دراز میکند و هستی تو را ساقط میکند برای تیکه گوشتی و نمی تواند تو را بیش از این ببیند! اما همچنان امید هست به روزی که آهنگ هر حرف زندگیست و مهربانی با زیبایی یکسان شود! روزی که اسلحه هایمان به روی هیچ جنبنده ای دراز نشود و مهربانی دست زیبایی را بگیرد! روزی که حتی اگر ما نباشیم!

پ.ن: عکاس نامشخص، مکان عکاسی پارک ملی خَبر

khabr national park

 

اماراتی های قوشباز در دو قدمی  پارک ملی خَبر

چند روز پیش اخباری مبنی بر دستگیری چند اماراتی در شهرستان ارزوییه بر روی خبر گزاری ها قرار گرفت لینک خبر:(http://www.iew.ir/1393/11/02/33171) شکارچیانی که احتمال زیاد در کمین هوبره های پارک ملی خبر بوده اند اما خوشبختانه موفق به سرانجام رساندن هدف شوم خود نشدند و توسط ماموران محیط بانی ارزوییه دستگیر شدند.  نکته دردناک اما اینجاست که این افراد با مجوز مدیرکل محیط زیست هرمزگان اجازه ورود پیدا کرده اند - آنهم به بهانه پرواز و آموزش پرندگان شکاری!!-و تا نزدیکی و شایدم داخل پارک ملی خبر پیشروی داشته اند!. پرندگان شکاری که در اختیار اعراب هست شاهین هایی هستند که برای شکار هوبره و قوشبازی آموزش دیده اند.

اما می ماند یک مسئله و آنهم اینکه بسیار مضحک است که مدیر کل محیط زیست هرمزگان از قصد و نیت این افراد بی خبر بوده است چرا که ورود اینگونه افراد صرفا حهت شکار می باشد! نکته دیگر اینکه بی شک این اولین مجوز نبوده و آخرین مجوز هم نخواهد بود و این صدور مجوز ها به افراد خاصسبب ترغیب شکارچیان بومی و داخلی می شود چرا که اگر من شکار نکنم  شیوخ شکار میکنند!!

انتظار ما از سازمان محیط زیست و بویژه خانم ابتکار این است که در برابر این مسئله حتما واکنشی در خور نشان دهد چرا که اگر مجوزی هم صادر نشده باشد پس حتما تخلفات دیگری هم وجود دارد و خبری نشده اند. وقتی این افراد به این راحتی تا بیخ گوش پارک ملی خبر بی هیچ واهمه ای پیشروی می کنند مطمئناً خواهان گوشت کل و بزهای این منطقه حفاظتی نیز خواهند بود کما اینکه از این گروه مقداری هم گوشت پرنده کشف شده که احتمال میرود گوشت هوبره باشد!

اولین برف زمستانی در پارک ملی خَبر

 

بالاخره بغض آسمان ترکید و اولین برف زمستانی بر طبیعت تشنه خَبر فرود آمد تا نوید از بهاری سر سبز بدهد. امیدواریم که این هدیه زیبای طبیعت کماکان نصیب این منطقه زیبا شود.

طبیعت زیباست و فرقی ندارد لباسش سبز باشد یا سفید و یا خاکستری! حافظ زیبایی های بی مزد و منت طبیعت باشیم چرا که ذات انسان عشق ورزیدن است!

برف نو، برف نو، سلام، سلام!

بنشین، خوش نشسته ای بر بام.

پاکی آوردی - ای امید سپید!-

همه آلوده گی ست این ایام.

"احمد شاملو"

"عکس از علی خوارزمی"

روستای هدف گردشگری؛ فرصتی که تبدیل به تهدید شد!

روستاهای هدف گردشگری به مناطقی اطلاق می شوند که حاوی یک یا چند یا مجموعه ای از جاذبه های تاریخی و طبیعی و فرهنگی باشند و بر مبنای اطلاعات سازمان میراث فرهنگی و گردشگری؛ همه این روستاها دارای مطالعات راهبردی گردشگری می باشند. روستای کوهستانی  خَبر یکی از مناطقیست که بعلت دارا بودن آب و هوای ویژه و اقلیم سردسیر در استان کویری کرمان، چند سالیست که این نام را با خود به یدک میکشد. فاصله اندک این روستا با مراکز استان های هرمزگان و کرمان سبب شده هر ساله خیل عظیمی از گردشگران گرمای طاقت فرسای جنوب را رها کنند و به دامان این  منطقه ییلاقی پناه بیاورند. فرصتی که نتنها سبب آبادانی منطقه نشد که تهدیدی جدی برای زیستمندان این منطقه بشمار میرود.  از یک سو نبود ابتدایی ترین امکانات رفاهی و بهداشتی برای گردشگران و از سوی دیگر فقر دانایی مردم در قبال صیانت از محیط زیست سبب شده هر ساله حجم عظیمی از زباله ها در طبیعت بی نظیر این منطقه رها شود که نتنها سبب ایجاد بیماری برای مردم منطقه می شود که تهدیدی بزرگیست برای جانورانی که چند قدم آنطرف تر در محدوده حفاظتی پارک ملی خَبر  زیست می کنند. قرارگیری تفرجگاه شاه ولایت بر روی چشمه های آب شرب این روستا، که پذیرای درصد قابل توجهی از گردشگران است، سبب ورود انواع شوینده ها، زباله و ظروف یکبارمصرف و دیگر مواد آلاینده ها به این رودخانه میشود بطوریکه تقریبا هیچ جنبنده ای در این رودخانه توانایی زیستن ندارد. رودخانه ای که چند سال پیش تر مامنی برای انواع آبزیان از جمله ماهی قزل آلا و قورباغه و ... بود. یکی از شواهد بزرگ آلودگی این آب ها از بین رفتن ماهی های مزارع پرورش ماهی در این روستاست که در روزهای تعطیل سال میزان مرگ و میر روزانه  آبزیان بسیار چشمگیر می باشد. در این روستا مجموعا 5 مزرعه پرورش ماهی قزل آلا وجود دارد که یکی از بزرگترین قطب های تولید ماهی سردآبی در جنوب کشور محسوب می شود. اما متاسفانه  بدلیل آلودگی آب رودخانه توسط گردشگران، سه مزرعه عملا تعطیل شده اند و دو مزرعه دیگر بحالت نیمه تعطیل درآمده اند. مزارعی که می توانستند نقش مهمی را در اشتغالزایی و جلوگیری از مهاجرت به شهر را در این منطقه ایفا کنند اما بدلیل عدم اتخاذ  ملاحظات زیست محیطی و عدم تهیه  برنامه جامع گردشگری توسط مسئولان ذیربط، تهدیدی برای صاحبان این مزارع شده اند و همگی را با ورشکستگی روبرو کرده اند.

اما در این میان تصمیم گیری های شتابزده نهادهایی چون فرمانداری و بخشداری که راه توسعه را در ورود بی برنامه گردشگران میدانند، نتنها مردم که زیست بوم طبیعی این منطقه را هم دچار خطرات جدی و برگشت ناپذیری کرده است. عدم مدیریت صحیح پسماند های گردشگران و از همه مهمتر پراکنش نامنظم  گردشگران در این منطقه سبب آلودگی تمام قسمت های این روستا شده است بطوریکه چهره زیبای این روستا را لایه ای از زباله پوشانده است. با نگاهی به اطراف رودخانه و حتی دره های اطراف روستا که از قضا جزو منطقه حفاظت شده محسوب می شوند می توان عمق فاجعه را بخوبی درک کرد. قوانین در روی کاغذ خیلی علمی و منطقی برای روستاهای هدف گردشگری تعریف شده است که متاسفانه هیچگاه جامه عمل نپوشیده اند. چرا که اگر  همگام با ملاحظات زیست محیطی پیش میرفت شاهد فجایع زیست محیطی از این دست نمی شدیم. در این میان نقش نهاد های تصمیم گیرنده میتواند بسیار پر رنگ باشد که با خارج شدن این روستاها از حالت انحصاری و سپردن آن بدست خود مردم می توان مدیریت جامعی را در این حوزه به سر انجام رساند. از راهکارهای کوتاه مدت در مهار آلودگی در این منطقه می توان به محدود کردن حریم رودخانه و فنس کشی اطراف چشمه ها اشاره کرد که مانع از ورود زباله و مواد شوینده به داخل آب می شود. همچنین میتوان با انتقال این تفرجگاه به نقطه ای دیگر و حتی اعطای تسهیلات به مردم بومی بمنظور ایجاد تفرجگاهی نظارت شده در املاک شخصی خوشان از فشار بر روی چشمه هاب آی شرب این منطقه کاست که خود سبب ایجاد اشتغال گروهی هر چند اندک می شود.

امیدواریم که شاهد روزی باشیم که مسئولان استانی با تصمیماتی منطقی و مطالعه شده و نه  با تصمیماتی احساسی، شتابزده،  کارشناسی نشده و حق به جانب!  راه رسیدن به توسعه پایدار که همانا در اولویت قرار دادن ملاحظات زیست محیطیست؛ را هموار سازند. چرا که مسئولان هم جزیی از مردم همین جامعه هستند و همه بطور یکسان در معرض مشکلات خواهیم بود.

تصویر1: مرگ ماهی های مزارع پرورش ماهی در اثر آلودگی آب

تصویر2: زباله های  بلا تکلیف در اطراف  رودخانه!!

 تصویر3: در خاشیه تفرجگاه شاه ولایت

خطر آتش سوزی در پارک ملی خبر و راهکار پیشگیری

بی شک یکی از مهمترین تهدیدات پیش روی جنگلها و مراتع کشور آتش سوزیهای عمدی و غیر عمدی  می باشد که نتنها سبب نابودی پوشش گیاهی می شود که حیات سایر زیستمندان آن ناحیه را هم با خطر جدی روبرو می کند. نمونه این مشکل در جای جای کشورمان قابل لمس است. در این میان بکار گیری تمهیدات و برنامه ریزی بلند مدت می تواند بخش قابل توجهی از این خطرات را هموار سازد. یکی از ایرادات اصلی در زمینه حفاظت مناطق چهارگانه قرق کامل منطقه و عدم مجوز چرا برای این نواحی میباشد که با گذشت زمان و انباشت لاشبرگ و نبود قوانین قابل اجرا مبنی بر کنترل ورود و خروج گردشگران به این مناطق خطر آتش سوزی را چند برابر افزایش می دهد. قسمت شمالی پارک ملی خبر نمونه بارزی از این دست مناطق می باشد که باگذشت حدود پانزده سال از ثبت این منطقه در سیاهه پارک های ملی کشور، هیچ دامی وارد این منطقه نشده و در حال حاضر شباهت به یک انبار باروتی دارد که با کوچکترین جرقه تمام منطقه تبدیل به خاکستر خواهد شد. تجمع چندین سال لاشبرگ گونه های گندمیان و بوته های درمنه؛ این منطقه را با خطر بسیار جدی مواجه خواهد کرد. مهمترین دلایل در معرض خطر بودن این منطقه را می توان چنین بر شمرد: بدلیل فاصله چند متری جاده عبوری روستای خبر به بافت با مرز پارک ملی و همچنین وجود دره های زیبایی چون دره پلنگی سبب ورود جمعیت زیادی از گردشگران به این محدوده می شود که اکثر آنها هم قصد اتراق در این دره ها را دارند. کما اینکه دو سال پیش بخشی از این منطقه در آتش  ایجاد شده توسط همین گردشگران سوخت اما خوشبختانه بدلیل وجود دره پوشیده از شن و آتشبر طبیعی؛ آتش به تمام منطقه سرایت نکرد. دلیل دوم هم باز به همین جاده عبوری باز میگردد که بدلیل تردد زیاد اتومبیل در این جاده بخصوص در فصول گرم سال؛ حیات وحش هم عطای این خوان پرنعمت را به لقایش میبخشد و وارد این محدوده نمی شود.

اما می توان با ارایه راهکارهای مدیریتی و مشارکت مردم بومی منطقه بطور قابل ملاحظه ای از اینگونه خطرات پیشگیری کرد. بطور مثال برقراری فصل چرا و ارایه مجوز به دامداران بومی بمنظور چرای این علوفه های خشک. میتوان با برنامه ریزی و رها کردن منطقه بمدت یکماه در سال؛ هم لاشبرگ اضافی را از طبیعت جمع کرد و هم مردم را بسمت حفاظت از طبیعت تشویق نمود و مهمتر اینکه با کاهش فشار از  چراگاههای مجاور؛ گیاهان این نواحی نیز فرصت بازیابی خواهند یافت.بطور مثال ایجاد دوره چرایی یکماهه بین آبان تا آذر دقیقا زمانیکه دوره رشد گیاهان کامل شده است؛ کمک شایانی به زیر خاک رفتن بذر گیاهان توسط دامها خواهد کرد که به نوبه خود سبب تقویت پوشش منطقه میگردد. متاسفانه عدم اعتماد مردم بومی به سازمان محیط زیست و همچنین بوجود آمدن این ذهنیت که سازمان محیط زیست قصد تصرف سرزمین اجدادی ما را دارد؛ سبب بی اعتنایی مردم به حفاظت از زیست بوم اینگونه مناطق  می شود. امیدواریم که روش های پیشگیرانه سازمان محیط زیست بکمک طبیعت نحیف کشور عزیزمان بیاید چرا که نوشدارویی  بعد از مرگ سهراب منفعتی برای این این سرزمین ندارد.

شکار پرندگان در پارک ملی خبر

تصاویری بدستم رسید از وضعیت اسفبار و خارج از کنترل شکار پرندگان بی گناه در محدوده پارک ملی خبر و آبادی های اطراف آن و نمیدانم تا به کی باید این سازمان روی کاغذ محیط زیست خود را به خواب بزند و همچنان رهگذری باشد بر بلاهایی که بر سر محیط زیست می رود!  در سایت خبری زمین آنلاین در مورد این تصاویر بیشتر بدانید http://www.zaminonline.ir/shownews.aspx?nid=1243

امیدوارم روزی فرا برسد که از دید تصمیم گیرندگان عرصه محیط زیست پرندگان هم جزیی از حیات وحش محسوب شوند و اجازه ندهند که دست هر کودکی یک تفنگ بادی باشد چرا که اگر در کودکی رفتاری در ما نهادینه شد، عوض کردن آن در بزرگسالی دشوار خواهد بود!

و کلام آخر از زبان مهاتما گاندی: میزان فهم و دموکراسی خواهی مردم یک جامعه را باید از رفتار آنها با حیوانات سنجش کرد.

تیتر هایی که خبر از خبرنگاران آگاه به محیط زیست میدهد!!!

در درگاه مجازی  خَبَر فارسی (http://khabarfarsi.com/n/8422106) مطلبی درج شده با این عنوان که بیش از 4000 هزار گونه جانوری در پارک ملی خَبر شناسایی شده!!

یکی از مشکلات بزرگ که گریبان محیط زیست کشور را گرفته همین نبودن خبرنگار تخصصی در این زمینه است چرا که اگر خبرنگار حتی با الفبای محیط زیست هم آشنا بود هرگز چنین خبری را منتشر نمی کرد! این درحالیست که حتی تعداد  گونه های پستاندارا کل ایران به یک دهم رقم بالا نمی رسد! 

و در جایی دیگر در همین خبر گزاری جمعیت کل و بز و قوچ و میش این منطقه حدود 4000 سر اعلام شده که در طی سه روز به این نتیجه رسیده اند و اینکه مساحت 170000 هکتاری این پارک را چطور ظرف سه روز سرشماری کرده اند هم جای سوال است!(http://khabarfarsi.com/n/8434810)